تفاوت ویژگی های مردان وزنان

یکی از شگفتی های آفرینش، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است. بیولوژیست ها و پژوهش گران، پس از بررسی و تحقیق های متعدد، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، عمل می کنند. بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می توان عنوان نمود:

ادامه نوشته

انشاء دختر 10 ساله

دختری 10 ساله که با موضوع انشاءِ خودش همه رومتعجب کردموضوع انشاء : " مي خواهم فاحشه شوم "..........شايد اولين باراست که يک دختر بچه ده ساله چنين شغلي را انتخاب کرده !!!خوب نمي دانم که فاحشه ها چه کار مي کنند ... ) معلومه که نمي داني ( ولي به نظرم شغل خوبيست !خانم همسايه ما فاحشه است )اين را مامان گفت!( ، تا پارسال دلم مي خواست مثل مادرم پرستار بشوم و پدرم هميشه مخالف است ...حتي مامان هم ديگر کار نمي کند .من هم پشيمان شدم . شايد اگر مامان هم مثل خانم همسايه بشود بهتر باشد چون هميشه مرتب است و ناخنهايش لاکدارند و هميشه لباس هاي قشنگ مي پوشد .ولي مامان هميشه معموليست و خانم همسايه را دوست ندارد ،بابا هم پيش مامان مي گويد خانم خوبي نيست . ولي يک بار که از مدرسه بر مي گشتم بابا از خانه آن خانم بيرون آمد !!!گفت ازش سوال کاري داشته . باباي من ساختمان مي سازد . مهندس است . ازش پرسيدم يعني فاحشه ها هم کارشان شبيه مهندس هاي ساختمان است ؟!خانم همسايه هنوز دم در بود و فقط کله اش را مي ديدم . بابا يکي زد در گوشم ولي جوابم را نداد ! من که نفهميدم چرا کتکم زد ؟! بعد من را فرستاد تو و در را بست ...من براي اين دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر مي کنم آدم هاي مهمي هستند ! مامان هميشه مي گويد که مردها به زن ها احترام نمي گذراند ولي مرد ها هميشه به خانم همسايه احترام مي گذارند مثلاهمين باباي من ! زنها هم هميشه با تعجب نگاهش مي کنند ، شايد حسودي شان مي شود چون مامانم مي گويد زنها خيلي به هم حسودي مي کنند !!! خانم همسايه خيلي آدم مهمي است و آدم هاي زيادي به خانه اش مي آيند ! همشان مرد هستند و براي من خيلي عجيب است که يک زن رئيس اين همه مرد باشد . بعضي هايشان چند بار مي آيند !!!بعضي وقتها هم اينقدر سرش شلوغ است که جلسه هايش راآخر شب ها تو خانه اش برگزارمي کند وهمکارهايش اينقدر دوستش دارند که برايش تولد گرفتند ... من پشت در بودم که يکي از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا مي خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسايه است و گفت مي داند !آن روز من تصميم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هيچوقت يادش نمي ماند ...!تازه خانم همسايه خيلي پول در مي آورد و زود زود ماشينهايش را عوض مي کند ، فکر کنم چندتا هم راننده داشته باشد که مي آيند دنبالش و اين ور و آن ور مي برند .من هنوز با مامان و بابا راجع به اين موضوع صحبت نکردم ولي اميدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند !!!

شب عروسی و حجله عروس..

یکی از رسومی که در ایران همچنان رایج است مربوط به شب ازدواج و حجله عروس میباشد.

 

ادامه نوشته

پادشاه وتخته سنگ


زمان‌های قدیم، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس‌ِالعمل مردم را ببیند، خودش را جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی‌تفاوت ازکنار تخته سنگ می‌گذشتند.
بسیاری هم غرولند می‌کردند که این چه شهری است که نظم ندارد. حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه‌ای استو با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط راه برنمی‌داشت.
نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیج....
.....ا ت بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد.
ناگهان کیسه‌ای را دید که وسط جاده و زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکه‌های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.
پادشاه در آن یادداشت نوشته بود:
هر سد و مانعی می‌تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.